دسته بندی : حاج مقصود فراش۹۶/۰۳/۲۴

حاج مقصود فراش تقدیم می کند: از همدم بی وفا جدایی خوشتر | در پی جدایی وزارت بازرگانی از وزارت صنایع | سالی که فرشاد پسر دوم بنده و گلابتون خانم متولد شد، سالی بود که وزارت بازرگانی هم ایجاد شد: ۱۳۵۳ | حالا چرا این ماجرا یادم مانده؟ چون یکی از اولین کارهایی که وزیر بازرگانی وقت کرد، این بود که به سازمان امور اداری و استخدامی کشور پیشنهاد داد «سازمان ملی فرش ایران» وابسته به وزارت بازرگانی تشکیل شود.

نشریه فرش دستباف ایران طره | TORREH.net | حاج مقصود فراش تقدیم می کند: از همدم بی وفا جدایی خوشتر
در پی جدایی وزارت بازرگانی از وزارت صنایع


سالی که فرشاد پسر دوم بنده و گلابتون خانم متولد شد، سالی بود که وزارت بازرگانی هم ایجاد شد: ۱۳۵۳
حالا چرا این ماجرا یادم مانده؟ چون یکی از اولین کارهایی که وزیر بازرگانی وقت کرد، این بود که به سازمان امور اداری و استخدامی کشور پیشنهاد داد «سازمان ملی فرش ایران» وابسته به وزارت بازرگانی تشکیل شود. آن زمان یکی از اقوام ما توی همین وزارت جدید التاسیس کار می کرد. یعنی قبلش کارمند وزارت اقتصاد بود و وقتی وزارت بازرگانی از دل وزارت اقتصاد در آمد، فامیل ما هم آمد توی وزارت جدید. خبر این تصمیم رِ همین فامیلمان بهم داد. ما هم که تو کار فرش بودیم کلی کیفور شدیم و ذوق کردیم. اصلاً این رِ گذاشتیم به حساب پاقدم فرشادمان!
حالا کاری به این ندارم که اون سازمان تشکیل نشد و یک جورهایی شرکت سهامی فرش ایران نقشش رِ به عهده گرفت اما جالب اینجاست که سالی که پسر دوم فرشادمان به دنیا آمد، همون سالی بود که «مرکز ملی فرش ایران» تشکیل شد: ۱۳۸۳
خب ما هم که تو کار فرش بودیم باز هم کلی ذوق کردیم و این رِ گذاشتیم به حساب پاقدم نوه گلمان!
به هر حال ما فرشی ها این وزارتخانه ر طرف حساب خودمان می دانستیم و سر و کارمان توی دم و دستگاه های دولتی بیشتر با همین وزارت بود. هم شرکت فرش و هم مرکز فرش هم که توی همین وزارتخانه بودند. اما نمی دانم چی شد که یک دفعه در دولت معجزه هزاره، آمدن وزارت بازرگانی رِ گذاشتن ورِ دل وزارت صنایع و معادن!
انگار به حسین کبابی بگن همینطور که شیشلیک ها رِ ردیف می کنی، به دیگ شله هم برس!
یک دفعه ما ماندیم و تشکیلات چاق و چُمبه وزارت صنعت، معدن و تجارت که وزیرش بخواهد یا نخواهد یک سر و هزار سودا خواهد داشت. از دخانیات بگیر تا خودرو، از فولاد بگیر تا مس، از معدن تا زمین شناسی، از شهرک های صنعتی تا هزار و یک زلم زیمبوی صنعتی و معدنی. خب چقدر انرژی و نفس می ماند برای حوزه بازرگانی؟ حالا کو تا برسد به فرش؟!
هرچند که الحق نگذریم این آقای نعمت زاده از خودمان است و عرق و علاقه ای به فرش داشته. اصلاً نان فرش رِ خورده و خانوادگی توی این کار بوده اند اما چه تضمینی هست که وزرای بعدی برای فرش وقت صرف کنند؟
احتمالاً حال و روز جماعت فرش با وزیر بعدی مثل اون بابایی خواهد بود که برای خانواده‌اش پیامک فرستاده و نوشته بود: من تا فردا کارم طول می‌کشه و فردا صبح میام خونه. اگرم نیومدم، همین پیامک رِ دوباره بخوانید!
الغرض، این روزها خبر رسیده که دولت تصمیم گرفته جلوی ضرر رِ از همینجا بگیره و «لایحه اصلاح بخشی از ساختار دولت» رِ که منظورش همان تفکیک وزارتخانه هاست به مجلس فرستاده. من حاج مقصود که کلی کیفور شدم و ذوق کردم.
با جدا شدن امور بازرگانی از وزارت صنعت، معدن و تجارت، دوباره وزارت بازرگانی احیا می شه و فرش توی دم و دستگاه دولت خیلی مقبول و ترگل و ورگل جای بیشتری برای خودنمایی پیدا می کنه. یعنی که دیگه دلنگون تمبون صنعتیها نیست! به همین سادگی!
البته همین حرف رِ ابوسعید ابوالخیر مقبول تر گفته که:

با یار موافق آشنایی خوشتر
وز همدم بی وفا جدایی خوشتر

بلکه مجلس هم همراهی کنه و با تصویب این لایحه فرش از زیر پای صنعت و معدن خارج بشه و با یک نگاه درست و درمون تجاری و صادراتی، هم تولیدش بیشتر رونق بگیره هم صادراتش. بلکه این بار با تشکیل وزارت بازرگانی عین سال تولد فرشادمان بحث تشکیل سازمان ملی فرش هم رونق بگیره و سر و صاحاب بهتری برای فرش پیدا بشه. بلکه ما که از اصل خویش دور ماندیم باز دنبال وصل باشیم به حق همین ایام مبارک.
بازم میگم نه اینکه وزارت صنعت دشمن فرش و فرشیها باشه اما خب وصله ناجور بود دیگه. مثل ماجرای اون بنده خدایی که مغازه کبابی رِ فروخته و معمار شده بود ولی هر ساختمانی که می‌ساخت به طبقه دوم نرسیده می‌ریخت. بررسی که کردند، دیدند بعد از کار گذاشتن تیرآهن‌های سقف، به عادت شغل قبلی خودش، آنها رِ مثل سیخ کباب بیرون می‌کشیده!


نشریه فرش دستباف ایران طره | TORREH.net | پایان پیام

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code